در صحبت پیران
حوزۀ عرفانی تبریز
درباره کتاب
شمس تبریزی در کتاب گرانقدر مقالات گفته است: «[در تبریز] کسانی بودهاند که من کمترین ایشانم، که بحر مرا برون انداخته است، همچنان که خاشاک از دریا به گوشهای افتد. چنینم، تا آنها چون باشند.» این سخن شمس را نباید سرسری گرفت، این چه دریای ناشناختهای است که شمس ـــــ این نادرهپیرِ مرموزِ مستور ـــــ خود را به منزلۀ خاشاکی به گوشهای افتاده از آن میداند...
موضوع کتاب در صحبت پیران: حوزۀ عرفانی تبریز آشنایی هرچه بیشتر با این دریای ناشناخته است. در این اثر بر بستری تاریخی و اجتماعی با چهرههایی مواجه میشویم که همه از آشنایان عالم معنی و راهیان عشق و معرفتاند: شیخ ابراهیم جُوِینانی، باله خلیل صوفیانی، خواجه محمّد خوشنام، بابا فرج تبریزی، بابا حسنِ ولی، خواجه عبدالرّحیم اِژآبادی، صاینالدّین یحیی تبریزی، شهابالدّین محمود اهری، ابوبکر سلّهباف تبریزی، شمسالدّین محمّد تبریزی، شیخ حسن بُلغاری، خواجه محمّد کُجُجانی، نجمالدّین زرکوب و شیخ محمود شبستری. در میان این عارفان تنی چند به جهت شخصیّت والا، ظرافت اندیشه و نقشی که در تحوّل تصوّف حوزۀ تبریز داشتهاند و ملفوظاتی که از آنها باقی مانده است، اهمّیّت و شاخصیّت بیشتری دارند.
شمس تبریزی در کتاب گرانقدر مقالات گفته است: «[در تبریز] کسانی بودهاند که من کمترین ایشانم، که بحر مرا برون انداخته است، همچنان که خاشاک از دریا به گوشهای افتد. چنینم، تا آنها چون باشند.» این سخن شمس را نباید سرسری گرفت، این چه دریای ناشناختهای است که شمس ـــــ این نادرهپیرِ مرموزِ مستور ـــــ خود را به منزلۀ خاشاکی به گوشهای افتاده از آن میداند...
موضوع کتاب در صحبت پیران: حوزۀ عرفانی تبریز آشنایی هرچه بیشتر با این دریای ناشناخته است. در این اثر بر بستری تاریخی و اجتماعی با چهرههایی مواجه میشویم که همه از آشنایان عالم معنی و راهیان عشق و معرفتاند: شیخ ابراهیم جُوِینانی، باله خلیل صوفیانی، خواجه محمّد خوشنام، بابا فرج تبریزی، بابا حسنِ ولی، خواجه عبدالرّحیم اِژآبادی، صاینالدّین یحیی تبریزی، شهابالدّین محمود اهری، ابوبکر سلّهباف تبریزی، شمسالدّین محمّد تبریزی، شیخ حسن بُلغاری، خواجه محمّد کُجُجانی، نجمالدّین زرکوب و شیخ محمود شبستری. در میان این عارفان تنی چند به جهت شخصیّت والا، ظرافت اندیشه و نقشی که در تحوّل تصوّف حوزۀ تبریز داشتهاند و ملفوظاتی که از آنها باقی مانده است، اهمّیّت و شاخصیّت بیشتری دارند.
صمد دیلمقانی موحد متولد خردادماه 1315 بود. او از شاگردان محمود هومن در دانشسرای عالی بود و سالها بهعنوان استاد فلسفه و عرفان در دانشگاههای مختلف، از جمله دانشگاه خوارزمی و دیگر مراکز پژوهشی به تدریس پرداخت. بیشترین آثار صمد موحد در راستای احیای عرفان آذربایجان و شرح احوال بزرگان تصوف بوده است که در این میان شیخ صفیالدین اردبیلی و به ویژه شیخ محمود شبستری بسیار مورد توجه او بودهاند و پژوهش بسیاری در مورد آنان به ثمر رسانده است. تسلط موحد به زبان عربی و همچنین عرفان ابنعربی او را به ترجمۀ فصوصالحکم کشاند که بسیاری از صوفیان قرن هفتم به بعد تحت تأثیر مکتب وی بودند. یکی از پیرنگهای مهم آثار او، کوشش برای برقراری پیوند بین عرفان نظری و فلسفه بود و در دوران حیات خود به ترجمه و تألیف آثار فلسفی_عرفانی بسیاری پرداخت. صمد موحد در هشتادوهشتسالگی در تهران درگذشت.