رساله در مناقب خداوندگار

کهن ترین سند از زندگی مولانا و خلفای او

1 از 2
2 از 2

درباره کتاب

پژوهشگری که در مولانا می نگرد از توجه به دو مسئلۀ مهم غافل نتواند بود؛ اول منابع و مبادی افکار مولانا، و دوم کیفیت و میزان دریافت مخاطبان معاصر و مریدان از سخنان مولانا. اگر معارف سلطان العلما و مقالات شمس تبریزی به لحاظ مسئلۀ اول اهمیت دارد، رسالۀ سپهسالار و مثنوی های سلطان ولد نیز راهنمای خوبی برای تحقیق در مسئلۀ دوم است. آنچه سپهسالار دربارۀ وجد و سکر و استغراق و خوف و رجا نوشته، گاهی برای فهم اشارات مولانا در این مقوله ها کمک می کند و در هر جا نشان می دهد که پروردگان مکتب او به این مسائل چگونه می نگریستند. به نظر ما ارزش ویژۀ این جنبه از رساله نیز که نگرش خواص اصحاب مولانا را نسبت به پاره ای از امهات مباحث عرفانی روشن می کند ناشناخته مانده است. مبحث توحید و اتحاد و فرق میان آنها حاوی نکات دقیق و تأمل انگیز است. سپهسالار این مبحث را با دو بیت از خاقانی به پایان می برد و آن یادآور اهمیتی ست که شمس تبریز در مقالات خود برای خاقانی قائل است.

درباره مولف

مجدالدین فریدون بن احمد، معروف به سپهسالار، خود را از پیروان مولانا معرفی می‌کند و مدعی است که چهل سال از عمر خود در زمرۀ اصحاب مولانا بوده است. لقب سپهسالار ریشه در نیاکان او دارد که وابسته به دستگاه … [بیشتر]

پژوهشگری که در مولانا می نگرد از توجه به دو مسئلۀ مهم غافل نتواند بود؛ اول منابع و مبادی افکار مولانا، و دوم کیفیت و میزان دریافت مخاطبان معاصر و مریدان از سخنان مولانا. اگر معارف سلطان العلما و مقالات شمس تبریزی به لحاظ مسئلۀ اول اهمیت دارد، رسالۀ سپهسالار و مثنوی های سلطان ولد نیز راهنمای خوبی برای تحقیق در مسئلۀ دوم است. آنچه سپهسالار دربارۀ وجد و سکر و استغراق و خوف و رجا نوشته، گاهی برای فهم اشارات مولانا در این مقوله ها کمک می کند و در هر جا نشان می دهد که پروردگان مکتب او به این مسائل چگونه می نگریستند. به نظر ما ارزش ویژۀ این جنبه از رساله نیز که نگرش خواص اصحاب مولانا را نسبت به پاره ای از امهات مباحث عرفانی روشن می کند ناشناخته مانده است. مبحث توحید و اتحاد و فرق میان آنها حاوی نکات دقیق و تأمل انگیز است. سپهسالار این مبحث را با دو بیت از خاقانی به پایان می برد و آن یادآور اهمیتی ست که شمس تبریز در مقالات خود برای خاقانی قائل است.

مجدالدین فریدون بن احمد، معروف به سپهسالار، خود را از پیروان مولانا معرفی می‌کند و مدعی است که چهل سال از عمر خود در زمرۀ اصحاب مولانا بوده است. لقب سپهسالار ریشه در نیاکان او دارد که وابسته به دستگاه سلاجقۀ روم بوده‌اند. او مدتی پس از درگذشت مولانا رساله‌ای منتشر می‌کند که در آن حکایت‌هایی مبنی بر آشنایی او با جمعی از تجار آن زمان آمده است چنانکه به نظر می‌رسد پیش از پیوستن به خدمت مولانا در جمع بازرگانان بوده است. عنوان چلبی که به او نسبت داده‌اند نشان‌دهندۀ آن است که سپهسالار در زمان حیات سلطان ولد از رؤسا و مشایخ مقدم مولویه به شمار می‌رفته و در میان بزرگ‌زادگان قونیه از نام و نشانی برخوردار بوده است. متأسفانه تاریخ روشنی از وفات سپهسالار در دست نیست اما به نظر مرحوم نفیسی باید گفت یا سپهسالار چهل سال جزو اصحاب مولانا نبوده و یا تاریخ انتهای رسالۀ او بعدها اضافه شده و وی پیش از ۷۱۹ قمری درگذشته است.