فصوصالحکم
درباره کتاب
ابنعربی در سرتاسر فصِّ آدم بر دو نکته تأکید می ورزد: نکتۀ اول درهم سرشته شدنِ وحدت و ثنویت است: عالم غیب و عالم شهادت، عالم ظاهر و عالم باطن. خداوند نیز خود را به اسماء و صفاتی چون ظاهر و باطن، لطف و قهر، رضا و غضب، جمال و جلال خوانده است. این دودستگیِ اسماء و صفات خداوندی است که در وجود انسان ها انعکاس یافته، ظاهر و باطنِ حق در آدمی به صورت جسم و جان جلوه گر شده، قهر و لطف او به شکل خوف و رجا درآمده و غضب و رضای حق هیبت و انس را در آدمی پدید آورده است. از این دودستگیِ صفات و اسماءِ الهی به دو دست تعبیر رفته است، آن جا که می گوید: «سرشت آدم را به چهل روز با دو دست خود سرشتم»، مقصود آن است که از هر دو دسته صفاتِ متقابلِ حق نمونه ای در وجود آدمی هست. پس ساحتِ وجود آدمی نیز دوگانه است. او ظاهری دارد و باطنی، جسمی دارد و جانی، غیبتی و شهادتی.
ابنعربی در سرتاسر فصِّ آدم بر دو نکته تأکید می ورزد: نکتۀ اول درهم سرشته شدنِ وحدت و ثنویت است: عالم غیب و عالم شهادت، عالم ظاهر و عالم باطن. خداوند نیز خود را به اسماء و صفاتی چون ظاهر و باطن، لطف و قهر، رضا و غضب، جمال و جلال خوانده است. این دودستگیِ اسماء و صفات خداوندی است که در وجود انسان ها انعکاس یافته، ظاهر و باطنِ حق در آدمی به صورت جسم و جان جلوه گر شده، قهر و لطف او به شکل خوف و رجا درآمده و غضب و رضای حق هیبت و انس را در آدمی پدید آورده است. از این دودستگیِ صفات و اسماءِ الهی به دو دست تعبیر رفته است، آن جا که می گوید: «سرشت آدم را به چهل روز با دو دست خود سرشتم»، مقصود آن است که از هر دو دسته صفاتِ متقابلِ حق نمونه ای در وجود آدمی هست. پس ساحتِ وجود آدمی نیز دوگانه است. او ظاهری دارد و باطنی، جسمی دارد و جانی، غیبتی و شهادتی.